عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

442

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و نيوشندهء آواز لهيفانست . دوست دارد بنده‌اى را كه از سرشكستگى و عجز و مفلس نفسى سرد برآرد ، و اشكى گرم فروبارد ، و دو دست تهى بوى بردارد ، و عذرى باز خواهد . در آثار بيارند كه مردى ميگفت : يا ربّ يا ربّ ! انت كتبت و أنت قدّرت و أنت قضيت ، بار خدايا كه هر چه بود و هست و خواهد بود همه تو ميخواهى ، و تو ميرانى ، و بر خلق تو مينويسى . از تقدير تو ، بار خدايا ، بيرون نيست ، و بى قضاء تو هيچ نيست . گفتا بسرّ وى ندا آمد كه : هذا التّوحيد ، فأين العبوديّة ، آنچه گفتى عين توحيد است ، و سزاى خدايى ماست . نشان بندگى خويش بيار تا چيست ؟ فقال الرّجل يا ربّ يا ربّ ، انا عصيت ، انا اذنبت ، انا سألت . بار خدايا از من آن آيد كه از من سزد ! بار خدايا بد عهد و بيوفاء و جفاكار و هر چه بتر هستيم . قصّه چكنم حيلت و رنگيم همه * وز رفتن راه راست لنگيم همه از آز در آويخته چنگيم همه * با قسمت قسّام بجنگيم همه إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً صعب است مال يتيمان خوردن ، و درخواستهء ايشان طمع بيهوده كردن . آورده‌اند از آن اعجوبهء مملكت عيسى پاك ( ع ) كه وقتى بگورستانى بگذشت ، گفت : بار خدايا ! يكى را ازين بندگان خود زنده كن . در حال پارهء خاك فروشد ، و شخصى بلند بالا ازين خاك بر آمد و بايستاد ، عيسى ( ع ) ازو بسهميد ، گفت : ايّها الفتى من انت ؟ قال : انا ابن تغلب . قال : متى متّ ؟ قال : الفين و سبعمائة عام ، چند است تا بدين خاك فرو رفتى ؟ گفت : دو هزار و هفتصد سال . گفت : بگو تا مرگ را چگونه يافتى ؟ گفت : از آن وقت باز كه به اين خاك فرو رفته‌ام تا اكنون هنوز تلخى مرگ با منست . گفت : بگو تا خدا با تو چه